محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
291
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
ظاهر هيچ تفاوتى ندارد ، توضيح اينكه انسان از ايجاد كمترين حركتى عاجز است ، زيراكه او در اختيار خدا ، همچون پرى است كه در اختيار باد باشد . باوجود اين ، هر دو گروه به مسلمانان تندرو انتساب دارند و هركدام براى اثبات عقيدهء خويش به مجموعهاى از آيات قرآنى استدلال مىكردند . و حقيقت اين است كه مادر اصل اين اختلاف و مناقشه يك تناقض اساسى نسبت به فهم صفات الهى مىبينيم كه كمال هريكى سامان نمىپذيرد ، مگر به حساب كمال ديگرى . توضيح اينكه قرآن كريم از طرفى اعلان مىكند : « اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » « 1 » ، و اگر سخن بهطور مطلق بر اين منوال باشد ، پس پيشروى انسان جز يكى از دو راه نيست ؛ يا بايد به داشتن نقش ابزارى براى خودش قانع شود و يا اينكه از صفت شريك خدا برخوردار باشد . و ليكن عبارات قرآنى نصوص ديگرى دارد كه تأكيد بر اينها نيز كمتر از آنها نيست ، و اين نصوص خداى سبحان را به عنوان موجودى عادل به حق معرفى مىكند : « إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ » « 2 » ، « إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ . » « 3 » . در اين شرايط كسى نمىتواند تصوّر كند كه خداى سبحان شريعت واجب را با پيآمدهاى آن از مسئوليّت و پاداش مقرّر فرموده است ، بدون اينكه قبلا انسان را به وسائل لازم جهت اداى آن مجهّز كرده باشد . حق اين است كه پيروان قدريّه درحالىكه خواستهاند مبدأ يگانگى آفريدگار را - از شرك - نجات دهند ، نتوانستهاند به حدّ انكار شريعت اخلاقى و يا نسبت به نوعى از ظلم به بنيانگذار شريعت برسند . و ليكن آنها اين شريعت حاكم را تصوّر كردهاند كه رمزى براى قانون وصفى محض است ، و جز او پاداش را نيز اثرى طبيعى پنداشتهاند كه نشأت گرفته از نظام اشياء است . امّا آزادگانى كه علاقهمند به دفاع از عدالت الهى بودند ، آنها - برعكس - نخواستهاند كه انسان
--> - سريح بود كه بر امراى خراسان خروج كرد ، نصر بن سيّار او را گرفت و دستور قتل او را صادر كرد و در سال 128 ه او را كشتند . ر ك : الأعلام زركلى : 2 / 138 ؛ الملل و النّحل : 1 / 79 - 81 ، و رجوع كنيد به نظريّهء وى در كتاب إعانة الطّالبين بكرى : 2 / 56 ؛ كشف القناع بهوتى : 4 / 574 ؛ شرح اصول كافى : 3 / 230 ؛ تاريخ جهميّه و معتزله ، ص 44 و بعد . ( 1 ) - زمر ( 39 ) آيهء 62 : خداوند آفريدگار همه چيز است . ( 2 ) - نساء ( 4 ) آيهء 40 : خداوند حتّى به اندازهء سنگينى ذرّهاى ستم نمىكند . ( 3 ) - يونس ( 10 ) آيهء 44 : چرا كه خداوند به هيچكس از مردم ستم نمىكند ، ولى مردمند كه به خويشتن ستم روا مىدارند .